آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
131
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
و مالالتجاره آنها را تصاحب نمايد ولى از تفضلات الهى خيالات مفسدانه والى را يك نفر درويش ايرانى ملتفت شده به انگليسها اطلاع داد و بدينواسطه آنها از خطر بزرگى مستخلص شدند . از اين جا دوباره كشتيرانى نموده داخل رودخانه سيند شدند و كاپيتان نيوپرت سفير و سر طوماس به اول و عيال و خدم و حشم آنها را صحيح و سالم پياده كرد و حاكم و سكنهء آن مملكت با كمال مهربانى و احترام آنها را پذيرفتند اين مملكت در تحت تسلط پادشاه مغول و واقع در حدود ايران مىباشد . در سنه 1623 سر رابرت شرلى دوباره از جانب شاه عباس به سمت سفارت به انگليس آمد . سر جان قينت رئيس تشريفات چمس اول پادشاه انگلستان در باب پذيرايى او در دربار انگليس و عزيمت او بعضى شروح بامزه نگاشته است كه تفصيل آن از اين قرار است . در 19 ژانويه سنه 1623 رئيس من ايشيك آغاسىباشى به من امر كرد كه به نيوماركت رفته از سر رابرت شرلى كه از جانب پادشاه ايران بهسمت سفارت آمده بود استقبال و پذيرايى نمايم و اسباب راحت و رفاهيت را در منزل او واقع در ساكسهام فراهم كنم . اين اول محلى بود كه بعد از مسافرت طولانى برى و بحرى سر رابرت در آنجا اقامت و استراحت كرد و خواهر او لدى كرفتس از آنجا به من كاغذ نوشته بود كه اسباب پذيرايى او را نزد پادشاه فراهم بياورم . همين كه به عمارت سلطنتى آمد ، من آدم خود را پيش او فرستاده اطلاع دادم كه من براى خدمت شما بدين محل آمدهام . به من جواب داد كه ميل دارم حتىالمقدور به زودى به حضور پادشاه رسيده و به عجله مراجعت كنم . پس از آن من به دوك دبوكينهام و نايب او از جهت